محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6335

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بماند و ياران خويش را فراهم آورد و گفت كه در رفتن بصره شتاب نيارند تا دستورشان دهد . يارانش پراكنده شدند و هر چه را يافتند غارت كردند . آن شب را در آنجا به سر برد . سخن از رفتن سالار زنگيان با زنگيان و سپاهيان خويش سوى بصره گويند : وى از شوره زارى كه به نهر معروف به دينارى پيوسته است و دنبالهء آن به نهر معروف به محدث مىرسد ياران خويش را فراهم آورد و سوى بصره روان شد ، وقتى مقابل نهر معروف به رياحى رسيد گروهى از سياهان پيش وى آمدند و گفتند كه در رياحى شمشيرها ديده‌اند . اندكى بعد زنگيان بانگ « سلاح برگيريد » زدند و به على بن ابان دستور داد سوى آنها عبور كنند . آن قوم در شرق نهر معروف به دينارى بودند على با نزديك به سه هزار كس عبور كرد ، سالار زنگيان ياران خويش را به نزد خويش فراهم آورد و به على گفت : « اگر به مردان بيشتر نيازت افتاد از من كمك بخواه . » و چون على برفت ، زنگيان بانگ سلاح برگيريد زدند كه از سمتى ديگر جز آنكه على رفته بود حركتى ديده بودند و چون خبر را پرسيد گفتند كه از جانب دهكده اى كه به نهر حرب معروف به جعفريه پيوسته جمعى سوى وى روانند و محمد بن حرب را به آن سوى فرستاد . از يار وى ريحان آورده‌اند كه گفته بود : « من جزو كسانى بودم كه با محمد روان شدند و اين به وقت نماز نيمروز بود . در جعفريه به آن قوم رسيديم و ميان ما و آنها نبرد درگرفت ، تا ختم پسينگاه . پس از آن سياهان به سختى به آنها هجوم بردند كه به هزيمت برفتند و از سپاهيان و بدويان و مردم بصره از بلالى و سعدى پانصد كس كشته شد . فتح كه به نام غلام ابو شيث شهره بود ، آن روز با آنها بود كه به گريز روى